انسان در مقابل بقاء
انسان در طول تاریخ خود، هر آنچه صورت داده است، خودآگاه یا ناخودآگاه، برای بقاء بوده است. نه تنها انسان، که جمیع جانداران اسیر ضرورت و بقاء هستند و طبیعت در سیر تکامل حیات، آنان را بدین هدف برنامهریزی و تنظیم میکند. در فلسفه اسلامی هرآنچه راجع به بقاء گفته شده است مربوط به «بقاء روح» میباشد و مبحث بقاء مادی ناگفته باقی مانده است.
اما در مبارزه برای بقاء مادی، اصلحترین موجود از میان رقبا، باقی میماند. آنان که شانس کمتری برای بقاء داشته باشند به فرآیند تکامل و آزمونی دگرباره وارد میشوند.
اراده برای حیات از جمله عناصر طبیعت برای بقاء است که تحمل و پذیرش را در موجود زنده باقی نگاه میدارد. ترس یکی دیگر از عناصر طبیعت برای بقاء است. حرص و طمع، دیگر عناصر طبیعی است که در وجود موجود طبیعی، برای بقاء آن تعبیه میگردد.
بقول چارلز داروین و هربرت اسپنسر، موجودی که از حداکثر این عناصر در حیات جمعی خود بهرهمند گردد، شانس بیشتری برای «انتخاب طبیعی» در چهارچوب «بقاء اصلح» طبیعت دارد.
انسان با ذهن قدرتمندی که محصول تکامل است، چندین سده است که خود به وادی تکامل مجازی خویشتن وارد شده است. اکنون دو نوع تکامل برای انسان در حال رخ دادن است: یکی تکامل طبیعی و دیگری تکامل آگاهانه.